پرويز اذكائى
مقدمه ط
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
است « 6 » . اگر زبانشناسان معاصر زبان سريانى را جزو زبانهاى ايرانى فهرست نكردهاند ، بدان سبب است كه اصل و منشأ لغوى آن زبان - به اصطلاح - سامى است ؛ همچون پهلوى در جزو گروه زبانهاى همريشهء هند و ايرانى ( آريايى ) نمىگنجد ؛ ولى اينكه يكزبان برگرفته و برگزيدهء ايرانيان باستان بوده ، چنانكه گذشت ، در اين خصوص ابدا ترديدى وجود ندارد ؛ همانطور كه ايرانيان در دوران اسلامى زبان عربى را - كه هم زبان مذهب مختار ايشان است - براى مقاصد ادبى و علمى و فلسفى در تأليفات و كتب و رسائل خود به كار گرفتند ؛ و بنا بر مشهور قواعد صرف و نحو و قواميس لغت آن را هم ايشان مدوّن كردند ، چنان آن زبان را به ذروهء اعلاى قوّت بيان و بلاغت معانى رساندند ، و آن را - چنانكه امروزه هست - به مرتبهء يكزبان جهانى ارتقا بخشيدند كه امرى است معروف و در اينجا حاجت به تذكار نباشد . اساسا بايد دانست كه كاركرد زبان سريانى در اعصار ايران باستانى درست به مثابت زبان عربى در ادوار ايران اسلامى بوده است ؛ اصولا كاربرد زبان و خطّ عربى توسّط ايرانيان هم از صدر اسلام در ادامه و استمرار كاربست زبان و خطّ سريانى در عهود ما قبل اسلامى است . اين امر به قدرى طبيعى و عادى واقع شده كه شايد تصوّر آن براى اذهانى كه همواره يك ديوار چين بين اسلام و ما قبل اسلام حائل مىدانند - دشوار است . اتفاقا دانشمندان ايرانى - مانند سيبويهء فارسى ( در الكتاب ) - قواعد صرف و نحو عربى را بر گرتهء دستور زبان سريانى بنا كردند ، چنانكه اصول معانى و بيان عربى را هم بر پايهء ادبمايهء زبان پهلوى نهادند . اين توضيح را هم بايد افزود كه خطّ و زبان عربى همريشه و همگروه و همگون با زبان سريانى است ؛ و - چنانكه گذشت - همانا دنبالهء طبيعى آن است ؛ و در جاى خود ياد شده است كه خطّ پهلوى و خطّ كهن عربى هر دو از اصل آرامى با خطّ سريانى كمابيش همسانىها دارند . بارى ، ترجمههاى عربى از يونانى هم مستقيما از آن زبان صورت پذيرفته ؛ و هم از ترجمههاى سريانى متون آنها كه وضع كاملا مشخصى ندارند . اما در خصوص متون طبّى ملاحظه مىشود كه مصطلحات بين سريانى و عربى مشترك است ، ولى در مورد مصطلحات رياضى چنين نباشد « 7 » . زبان سريانى نه تنها شامل بسيارى از كلمات يونانى است ، بلكه تأثير اسلوب تفكّر يونانى
--> ( 6 ) . التنبيه على حدوث التصحيف ، ص 67 . / الفهرست ، ص 15 . / مفاتيح العلوم ، ص 117 . / برترى زبان پارسى ، ص 12 و 37 . / برهان قاطع ( معين ) ، ص 25 - 36 . ( 7 ) - Steinscheinder , P . ( 6 ) .